آتيش پاره ترين بچه ي دنيا محمد!


در افسانه ها به بزرگ خاندان پرهيزگار گفتندكه:
در آينده فرزندي از خاندان تو به دنيا مي آيد كه آتيش پاره ترين بچه ي دنيا خواهد بود و اسم اون پسر محمد است.

جد بزرگم اون قدر خوشحال شد كه دوست داشت اون فرزند از فرزندان خودش باشه آخه اون موقع ها پسر آتيش پاره به عنوان بچه مثبت هاي زمان ما بود! خلاصه قرن ها گذشت تا اينكه اين پسر خوشگل به دنيا آمد بله محمد.(اينجا كمي شبيه افسانه ي كوروش بزرگ و افسانه ي جومونگ شد.)

بچگي محمد با مظلومي تمام سپري شدچنان كه حتي صداي گريه اش را نمي شنيدي.(البته اين كارها را كرد تا انرژي پتانسيل زيادي در خود ذخيره كند.) الآن محمد 5/2 ساله شده و اون قدر شر شده كه حتي بابا با اون ابهتش حريفش نيست . خيلي كنجكاويد بدانيد كه چه جور بچه اي است ؟

خب محمد بچه اي فوق العاده جالب است يعني وقتي خواب هستم رويم آب مي ريزد،مبل ها و صندلي ها و سفره را پاره و ميز را خط خطي هاي زيباي پيكاسويي مي كند.
ديشبم كه رفت و لباسش را گذاشت روي بخاري كه اگر مادر فداكار ما (مانند ريز علي خواجوي) نديده بود ما مرده بودم و الآن بنده نزد شما نبودم ! خلاصه 2 پيزاهن به زيبايي هر چه تمام تر سوخت و بقيه جان سالم به در بردند.
![]()
محمد گاهي با وسايل كم خطر ! مثل : سنگ فرز، دريل،جارو برقي ،پيچ گوشتي و... به دنبال من من مي آيد تا بنده را ادب كند.
![[تصویر: goldy5.gif]](http://generaleshop.com/forum/images/smilies/555/goldy5.gif)
البته محمد همیشه هم شر نیست! آن زمان های قدیم به جدمان هم گفتند: این پسر بسیار عاطفی است. که این هم به حقیقت پيوسته . چند روز پيش وقتي تلويزيون قسمت اول حنا دختري در مزرعه را مي داد محمد در آن صحنه كه حنا مامانش مي ره آلمان كلي گريه كرد .
![[تصویر: goldy6.gif]](http://generaleshop.com/forum/images/smilies/555/goldy6.gif)


اگه يه نفر نمي دانست اين كارتون محصول چه كشوري است %100 مي گفت اين كارتون مال كشور هنده! (آخه هندي ها تخصص خوبي در به گريه انداختن بيننده دارند.) اين كارتون هم دست كمي از يك فيلم هندي نداشت . البته شب هم كه بابا اومد و مامان داشت با شوق و ذوق داستان را تعريف مي كرد محمد دوباره زد زير گريه .(خواص فيلم هندي همينه ديگه حتي تا يك سال ديگر هم گريه مي كني.)

آن شب محمد ما را در راه حنا شهيد كرد .(اي كاش كشته بود چون مجبور شديم تا ساعت ها برايش داستان ها و نمايش هاي خوش براي آمدن مادر حنا اجرا كنيم. )خب در قسمت هاي ديگر زن ديگري را به عنوان مادر حنا معرفي كرديم تا اين قدر محمد غصه نخوره.
![]()
محمد با اينكه گاهي خيلي شره و دوست دارم در آن موقع....
![[تصویر: goldy1.gif]](http://generaleshop.com/forum/images/smilies/555/goldy1.gif)
ولي گاهي هم خيلي دوست داشتني است
![]()
وقتي مامان كه مانند حضرت ايوب صبر داره عصباني مي شه ، اون وقت محمد ديگه از بس گريه مي كنه يه درياي شور پر از اشك درست مي كنه

اون وقت تو هم دوست داري براش گريه كني و دلتم براش كباب مي شه. (البته اون كباب شدن نه آ اين كباب شدن)
![]()
آخه من موندم چرا جدم با شنيدن اين پيشگويي ها اين قدر خوشحال شد شايد به خاطر اون قسمت سيمرغ طلايي باشه كه گفتن: در آخر هم اون پسر با يك نشان سيمرغ طلايي در راه هاي هدفش موفق مي شود.
![[تصویر: goldy3.gif]](http://generaleshop.com/forum/images/smilies/555/goldy3.gif)
هدف هاي محمد اعم از: بازي،اذيت كردن و زدن بنده و در آخر هم مهمترين هدف درس خواندن و به جايي رسيدن است.
اميدوارم موفق شود.


آتيش پاره ترين بچه ي دنيا محمد! 
